خیّام و مولانا: راز فنا و نیستی‌

بدست • ۱۸ آذر ۱۳۹۵ • دسته: عرفان٬ پرتو نور

پرتو نور برنامه شماره ۸۶۷. ما آدمیان در زندگی‌ مرتباً با غم و اندوه دست و پنجه نرم می‌کنیم. محبوب هائی داریم که دلبسته آنها هستیم، و هنگامی که آنها را از دست میدهیم در فراق و فقدانشان دچار غم و اندوه می‌شویم (مرگ عزیزان، پاره شدن رشته دوستی‌ و الفت، تنگی در معیشت، بیماریهای سخت و بدون علاج). گویی که هستی‌ سرشت سوزناکی دارد و فقط در لحظات کوتاه و زودگذری، خوشی‌ و کامروأیی به آدمی‌ رخ می‌نماید. نه تنها خوشی‌‌های زندگی‌ زوال می‌‌پذیرند، بلکه همه چیز و همه کس در حال زوال است. همه ما در جاده‌ای بسوی زوال و نیستی‌ در حال رفتنیم. عارفان این زوال پذیری و نیست شدن را تجربه عدم می‌نامند. دو تلقی عمده از واقعییت عدم و زوال پذیری هستی‌ در بین حکیمان و عارفان وجود دارد: تلقی نیهیلیستی و تلقی دینی‌-عرفانی. در فرهنگ خودمان، خیّام سخنگوی تلقی نیهیلیستی و مولانا سخنگوی تلقی دینی-‌عرفانی از عدم میباشند. در این برنامه به تشریح دیدگاه‌های خیّام و مولانا پیراموم تجربه عدم و نیستی‌ میپردازیم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.