مبانی اصلاح دینی در نگاه دکتر شریعتی

بدست • ۲ آذر ۱۳۹۶ • دسته: دين شناسى٬ سخنرانى‌ها

سخنرانی در همایش سیر تحول نواندیشی دینی در جهان اسلام در نیم قرن اخیر.
در روزگار دکتر علی‌ شریعتی‌، مزرعهٔ فرهنگی‌ اسلام به اصنافِ آفات مبتلا بود، و جامعه دینی ما رنجور از جهل، انحطاط و تحجر. متولیان دین که از جهلِ عوام تغذیه میکنند، انگیزه و رغبتی به اصلاحِ امرِ دین نداشتند. اساساً در آن دوران کمتر کسی‌ به اصلاحِ فکری – فرهنگی‌ جامعه می‌‌اندیشید. روشنفکران و سازمانهای پیشرو عمدتاً به کار سیاسی، و آنهم مبارزه مسلحانه و قهر آمیز، روی آورده بودند. شریعتی‌ از نادر روشنفکرانی بود که پس از تأمل و تعمق فراوان به این نتیجه رسید که در جامعه‌ای که دین نه تنها ایمان، بلکه فرهنگِ مردم است، بدون اصلاحِ دینی، انقلاب سیاسی محکوم به شکست است. هرچند شریعتی‌ تئوری منسجم و مدونی در باره اصلاح دینی بدست نداد، آثار وی نشان میدهد که پروژه اصلاحی‌اش دست کم بر ۳ رکن استوار بود :۱) “بازگشت به خویشتن”، ۲) “استخراج و تصفیه منابع فرهنگی‌”، ۳) “تجدید بنای فکر دینی”. شریعتی‌ هرچه در این مسیر پیش‌تر رفت، مخالفت روحانیون بلند پایه شیعه با او شدیدتر شد، چون آنان اصلاح را بدعت و حاملانش (روشنفکران) را خطری بالفعل برای امتیازات و موقعیت اجتماعی خویش می‌‌شمردند. بسیاری از آنان مطالعه و خرید و فروش آثار شریعتی‌ را تحریم کردند. در مقابل، نگاه و داوری شریعتی‌ دربارهٔ جامعه‌ روحانیت بسیار تیره و تار شد، و در نهایت رکن چهارمی در پروژهٔ اصلاح دینی وی پدید آمد: “اسلام منهای آخوند

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.